<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وب.هنر</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 31 Aug 2009 14:21:22 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شاهین نشانه فر ایزدی         قسمت اول</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;درتمدن های کهن بدون تردید هیچ مردمی مانند ساکنین نجد ایران در ایجاد آثار نجد هنری ابراز وجود نکرده اند . این مردم در نقاشی های ظروف گلی یا کنده کاریهای روی استخوان و سنگ و فلز انواع سبکهای هنری را که پاره ای جنبه محلی دارد و قسمتی متاثر از نفوذ هنری اقوام مجاور میباشد بکاربرده اند.&lt;BR&gt;آثار مذبور از یکسو وضع زندگی  را برای امرار معاش و ادامه حیات و آنچه در حول و حوش آن مردم میگذرد را نشان می دهد و    از سوی دیگر آداب وعادات و اندیشه و افکار و معتقدات آنان را که جنبه معنوی دار د و در پناه آن اعتقادات سختی های زندگی را تحمل نمود و قدرت مقاومت یا تسلیم در قبال مشکلات و سوانح یا محاجمه قبایل رابدست می آورند می نمایاند.&lt;BR&gt;در آثار ماقبل تاریخ ایران بارها به نقش عقاب (شاهین) بر میخوریم که بر روی ظروف سفالی نقاشی شده و یا بر مهر های استوانه ای نقر گردیده است. بر کاسه سفالی شوش مربوط به هزاره چهارم قبل از میلاد یعنی شش هزار سال قبل نقشی از شاهین مشاهده می شود و در اوایل هزاره سوم بر روی کوزههای سفالی مکشوفه در شوش سیلک کاشان  و نهاوند نیز شاهین با بالهای گشوده منقوش است. نقش شاهین در این آثار بصورت نشانه برتری و حمایت است و مظهر خدای توانایی میباشد.&lt;BR&gt;در عیلام نقش شاهین کامل تر شده و کسترش یافته و مظهر خدای (این شوشیناک) قرار گرفته است (این شوشیناک) خدای حامی شوش بوده و تمام ساکنان حدود پادشاهی عیلام خود را تحت الحمایه او میدانسته اند. شاهین با بالهای گشوده مضهر حمایت الی است و خدای حامی نه تنها انسانها رامورد نظر دارد بلکه حیوانات اهلی و وحشی را در پناه قدرت خویش نگهبانی میکند.در نقوشی که شاهین در حال پرواز است چنین به نظر میرسد که تمام موجودات زمینی را تحت نفوذ خود در آورده است . لذا در این مورد این پرنده قوی  نشانه توفق و حمایت بر امور دنیای خاکی میباشد.&lt;BR&gt;تعدادی مهر استوانه ای از شوش و بین النهرین بدست امده که شاهین با بالهای باز بر پشت گاو میشی نقر گردیده است این نقش معرف در معبدی آسمانی است و با آنچه که در متون حماسه های بابلی راجع به خلقت گفته شده است  تطبیق میکند.&lt;BR&gt;از شوش  مدال زرین بسیار زیبایی با نقش شاهین با بالهای گشوده یافت شده که مربوط به اواخر هزاره سوم قبل از میلاد می باشد&lt;BR&gt;همچنین سر عصای نقره که از سر و گردن شاهین تشکیل یافته مربوط به همین دوره است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در بین آثاری که از زیگورات چغازنبیل ، تپه موسیان یا تپه علی آباد که در نزدیکی تپه موسیان است نقوشی از خطوط هندسی یا حیوانات ونباتات و شاهین به رنگهای سیاه و قرمز مایل به قهوه ای و نارنجی طرح گردیده که از دوره عیلام مقدم و در حدود سه هزار سال پیش از میلاد میباشد.&lt;BR&gt;آثار مفرغی لرستان از آلات و ادوات کشاورزی و سلاحهایی مانند تبر وگرز و پیکان و خنجر و وسایل زینتی  و زین افزار و ظروف مختلف و مجسمه های کوچک از حیوانات و بت ها بدست صنعتگران کاسی تهیه گردیده است. نقوشی که در تزیین این آثار بکار رفته شواهدی هستند از طرز اندیشه این مردم درباره عالم هستی ( اواخر هزاره دوم و اواخر هزاره اول پیش از میلاد) در دره های زاگرس اقامت داشته اند و نمودار معتقدات انان که محتملآ ایین پرستش خدایان اسمانی و زمینی است . دربین خدایان و مظاهر انان شاهین مقام و منزلتی اسمانی و الهی خود را حفظ نموده است.&lt;BR&gt;تبر مفرغی مکشوفه از حوالی سقز از سه مجسمه کوچک شاهین و انسان وشـیر تزیین شده است. مرد نشسته بر روی تخت که از تنه دو حیوان تشکیل یافته شاه یا امیری است و شیر که نشانه قدرت است در مقابل وی حرکت می کند و شاهین در پشت وی بر صفحه مدوری که مظهر خورشید میباشد ایستاده است. این نقش بصورت رمزی است که مالک آن را به کامیابی جاودانی میرساند .&lt;BR&gt;در کاوشهایی در منطقه املش و مارلیک انجام گرفته است آثاری بدست آمده  از جمله در مارلیک کاسه زرینی است که به وضع متناسب و در هنرمندی کامل این پرنده بر روی آن کنده کاری شده است.&lt;BR&gt;از حسنلو (سلدوز- آذربیجان) اثاری مربوط به هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد با نقش شاهین کشف شده است. ازتپه های ما قبل تاریخی خوروین و یا آثار مهم زیویه اشکالی با سر و اندام شاهین کشف شده  همچنین بشقاب زرین مکشوفه از همدان که محتملا  از دوره مادهاست از نقش شاهین بسیار زیبایی با بالهای باز تزیین یافته که به صورت مدالی برجسته در وسط نقر گردیده است. در  آثار گنجینه جیحون که در سال 1878 میلادی کشف گردیده است و متعلق به قرن ششم پیش از میلاد یعنی اواخر دوره ماد ها یا اوایل دوره هخامنشی است ، صفحه زرینی که بر روی آن شاهین  در وسط در بین حاشیه ها که از گلبرگ و برجستگی های مدور تزیین یافته نقش گردیده است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;                                                                                                     ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 14:21:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابک خرمدین  قسمت سوم</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;موضوع بابك چنان براي خليفه بااهميت بود كه وقتي خبر دستگيريش را شنيد جايزه‌ي بزرگي براي افشين فرستاد و به او نوشت كه هرچه زودتر ويرا به پايتخت ببرد. فرستادگان خليفه همه ‌روزه به آذربايجان اعزام ميشدند تا با افشين درتماس دائم باشد و او بداند كه چه وقت و چه ساعتي افشين و بابك به پايتخت خواهند رسيد؛ و برفراز تمام بلنديهاي سر راه و در كنار جاده ديدبان گماشت تا هرگاه افشين را ببينند به يكديگر جار بزنند و همچنان اين جارها تكرار شود تا به خليفه برسد. او همه ‌روزه هيئتي را همراه با هدايا و اسب و خلعت به نزدِ افشين ميفرستاد تا قدرداني از خدمت افشين را به بهترين وجهي نشان داده باشد. افشين در ديماه 216 خورشیدی با شوكت و شكوه بسيار زيادي وارد پايتخت خليفه گرديده به كاخي رفت كه به خودش تعلق داشت و بابك را نيز در آن كاخ زنداني كرد. چون هوا تاريك شد و مردم به خواب رفتند، خليفه به يكي از محرمانش مأموريت داد تا بطور ناشناس به نزد بابك برود و اورا ببيند و بيايد اوصافش را به او بگويد. آن مرد چنان كرد، و افشين وي‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقي برد كه بابك در آن زنداني بود. خليفه وقتي اوصاف بابك را از اين محرم شنيد، براي اينكه بابك را ببيند و بداند اين مرد چه عظمتي است كه 22 سال مبارزاتِ مداوم و خستگي‌ناپذيرش پايه‌هاي دولتِ اسلامي را به لرزه افكنده است، نيم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن كرد و وارد خانه‌ي افشين شده بطور ناشناس وارد اطاق بابك شد و بدون آنكه حرفي بزند يا خودش را معرفي كند، دقايقي دربرابر بابك برزمين نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگريست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; بامداد روز ديگر خليفه با بزرگان دربارش مشورت كرد كه چگونه بابك را در شهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ويرا ببينند. بنا بر نظر يكي از درباريان قرار برآن شد كه ويرا سوار بر پيلي كرده در شهر بگردانند. پيل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختي زنانه و بسيار زننده و تحقيركننده برآن نشاندند و در شهر به گردش در آوردند. پس از آن مراسم اعدام بابك با سر و صداي بسيار زياد با حضور شخص خليفه برفراز سكوي مخصوصي كه براي اين كار در بيرون شهر تهيه شده بود، برگزار شد. براي آنكه همه‌ي مردم بشنوند كه اكنون دژخيم به بابك نزديك ميشود و دقايقي ديگر بابك اعدام خواهد شد، چندين جارچي در اطراف و اكناف با صداي بلند بانگ ميزدند نودنود اين اسمِ دژخيم بود و همه اورا ميشناختند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; ابن الجوزي مينويسد كه وقتي بابك را براي اعدام بردند خليفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اينهمه استواري نشان ميدادي اكنون خواهيم ديد كه طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابك گفت: خواهيد ديد. چون يك دست بابك را به شمشير زدند، بابك با خوني كه از بازويش فوران ميكرد صورتش را رنگين كرد. خليفه ازاوپرسيد: چرا چنين كردي؟ بابك گفت: وقتي دستهايم را قطع كنند خونهاي بدنم خارج ميشود و چهره‌ام زرد ميشود، و تو خواهي پنداشت كه رنگ رويم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونين كردم تا زرديش ديده نشود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; به این ترتیب دستها و پاهاي بابك را بریدند . چون بابك برزمين درغلتيد، خليفه دستور داد شكمش را بدرد. پس از ساعاتي كه اين حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبه‌ي داري در ميدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ي بابك را بردار زدند، و سرش را خليفه به خراسان فرستاد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;  آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) چنین بوده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهند داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &quot; پاینده ایران &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است . اعدام بابك چنان واقعه‌ي مهمي تلقي شد كه محل اعدامش تا چند قرن ديگر بنام خشبه‌ي بابك یعنی چوبه‌ي دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پايتخت دولت عباسي بود شهرت همگاني داشت و يكي از نقاط مهم و ديدني شهر تلقي ميشد . برادر بابك يعني آذين را نيز خليفه به بغداد فرستاد و به نايبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبري مينويسد كه وقتي دژخيمْ دستها و پاهاي برادر بابك را مي‌بُريد، او نه واكنشي از خودش بروز ميداد و نه فريادي برمي‌آورد. جسد اين مرد را نيز در بغداد بردار كردند. بدين ترتيب كار بابك پس از 22 سال پيروزي پي‌ در پي و وارد آوردن شش شكست بزرگ بر شش ‌تا از بهترين فرماندهان ارتش عباسي، و پس از اميدهاي فراواني كه روستائيان ايران به او بسته بودند، با توطئه‌ي یک کشیش مسیحی و یک شاهزاده خائن ایرانی به پايان رسيد .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                                                                                                             پایان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 12:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابک خرمدین  قسمت دوم</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آغاز نهضت بابك در ایران را سال 194 خورشیدی ذكر كرده‌اند. در مدت كوتاهي سراسر روستائيان نيمه‌ي غربي ايران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دينان پيوستند. طبري مينويسد كه مردم روستاهاي نواحي اصفهان و همدان و ماهسپيدان و مهرگان‌كدك و جز اينها نيز به دين خرم‌دينان درآمدند . نخستين درگيري ناكامِ سپاهيان دولت عباسي و بابك درسال 198 خورشیدی گزارش شده و خبر از شكست سپاه عباسي مي‌دهد. دومين درگيري ناكامِ سپاه عباسي و بابك درسال 200 خورشیدی بود كه بخش اعظم سپاهيان عباسي را بابك در غربِ ايران- نزديكي‌هاي همدان- كشتار كرد. اعزام نيروهاي عباسي به جنگ بابك درسراسر سالهاي 200 تا 206 خورشیدی تكرار شد و هربار از بابك شكست يافتند. در سال 203 خورشیدی در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ي دولتِ عباسي به قتل رسيدند؛ و يك فرمانده برجسته نيز شكست يافته فرار كرد. در سال 206 خورشیدی يك افسر برجسته‌ي عرب با سِمَتِ والي آذربايجان اعزام شد و سپاه بزرگي در اختيارش نهاده شد تا به‌كار بابك پايان دهد. اين مرد نزديك به دوسال با بابك درگير بود، و در خردادماه 208 خورشیدی دركنار روستاي بهشت آباد كشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;خليفه‌ي عباسي در اواسط تابستان 212 خورشیدی چندين لشكر به غرب ايران فرستاد، كه به گزارش طبري شصت هزار تن از روستائيان ناحيه‌ي همدان را قتل عام كردند، ولي بابك توانست شكستهاي سختي بر اين نيروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شكست به بغداد برگرداند. به دنبال اين شكستها، خليفه تصميم گرفت كه امر مقابله با بابك را به يك افسرِ مانوي مذهبِ نو مسلمان ايراني معروف به افشين، از خاندان ساسانی واگذارد. افشين چندي پيش براي سركوب شورشهاي مصر اعزام شده بود و مأموريتش را به نحوي بسيار پسنديده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خليفه فراخوانده به مقابله‌ي خرم‌دينان گسيل كرد. افشين درناحيه‌ي همدان مستقر شد و در غرب و مركزِ ايران از همدان و آذربايجان تا اصفهان و ري، با بزرگان روستاها مذاكراتي انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد كه به ظاهر برآورنده‌ي خواسته‌هاي روستائيان بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;افشين پس ازآنكه اوضاع غرب ايران را در خلال يك ‌سال و نيم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهديد و هداياي نقدي (كه به دهخدايان ميداد) آرام كرد، براي به دام افكندنِ بابك نقشه چيد. كارواني با محموله‌ي امداد مالي و غذائي از بغداد عازم اردبيل شد تا به دژي كه محل استقرار سپاهيان خليفه بود تحويل دهد. بابك بي‌خبر از دامي كه افشين برايش چيده بود، تصميم گرفت كه راه را برآن كاروان بربندد و محموله‌هايش را تصاحب كند. افشين شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن كوس و كَراناي (شيپور جنگي)، در نزديكيهاي دژ موضع گرفت؛ زيرا يقين داشت كه بابك براي تصرف دژ خواهد آمد. بابك ابتدا يك قرارگاه كوچكِ سپاهيان خليفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را كشت، آنگاه به كنار دژ رفته به افرادش استراحت داد كه روز ديگر به دژ حمله كنند. دراين هنگام افشين بر او شبيخون زد. گويا همه‌ي افرادي كه همراه بابك بودند كشته شدند، ولي بابك جان سالم ماند (زمستان سال 214 خورشیدی). افشين پس از آن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با كلانترانِ روستاها كار پراكنده كردن بقاياي هواداران روستائي بابك در ایران را دنبال كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از اوائل سال 215 خورشیدی منطقه‌ي نفوذ بابك كه سابقا به همدان و اصفهان و ري ميرسيد، ازحد مناطق كوهستاني هشتاد سر در آذربايجان فراتر نميرفت. افشين پس از برگزاري مراسم نوروز و سيزده بدر براي حمله به بابك آماده شد. نخستين حمله‌ي او به هشتاد سر با شكست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههاي اين سال چندين حمله به هشتاد سر صورت گرفت كه همه ناكام ماند. داستان اين نبردها را طبري با استفاده از آرشيو گزارشهاي كتبي به تفصيل دقيقي درحجم حدود 30 صفحه ذكر كرده است كه همه خبر از رشادتهاي بيمانندِ بابك و يارانش ميدهد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در بهار سال 216 خورشیدی سپاه امدادي خليفه با سي ميليون درهم كمك مالي به بَرزَند رسيد؛ و افشين حملاتش به بابك را ازسر گرفت. افشين ابتدا به كلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خويش خندق كشيد. به زودي يك لشكر بابك تحت فرمان آذين- برادرِ بابك- به سوي كلان‌رود حركت كرد. نبرد سپاهيان افشين و بابك در يكي ازدره‌هاي تنگ كوهستاني درگرفت، كه تفاصيل آن ‌را طبري ذكر كرده ولي نتيجه‌ي آن را معلوم نميدارد. ازآنجا كه اين تفاصيل از روي سند كتبي گزارش افشين نوشته شده، ميتوان پنداشت كه افشين اين بار نيز با شكست مواجه شده ولي شكست خود را در نامه‌اش منعكس نكرده باشد. دراين ميان لشكرهاي امدادي پيوسته از بغداد ميرسيد. افشين پيشروي آهسته در گذرگاههاي كوهستاني به سوي قرارگاه بابك را ادامه داد. او بر هركدام از گذرگاههاي استراتژيك دست مي‌يافت دژي بنا ميكرد و پيرامونش را خندقي ميكشيد و لشكري درآن مي‌گماشت تا تحركات احتمالي روستائيان منطقه را زير نظر بگيرد. بدين ترتيب افشين به قرارگاه بابك در منطقه‌ي بذ در کلیبر نزديك شد. ازاين به بعد نام بخاراخدا از فئودالهاي بزرگِ ايراني‌تبارِ سغد بعنوان يكي از فرماندهان برجسته‌ي سپاه افشين به ميان مي‌آيد. استقرار افشين برفراز يكي از بلنديهاي مشرف بر بذ دركنار رود ماهها بطول انجاميد. بابك دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههاي كوهستاني ميفرستاد تا دسته‌جات افشين را به دام افكنند، و خودش در قرارگاهش در برابر ديدگان افشين موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادي برپا ميكرد و افرادش ناي و دهل ميكوفتند و پايكوبي ميكردند و سرود ميخواندند و افشين خائن به ایران را به استهزاء ميگرفتند. دريكي از روزها بابك مقاديري خيار و سبزيجات و هندوانه براي افشين هديه فرستاد و به او پيام داد كه مي‌بينم شما جز كُماچ و شوربا چيز ديگري براي خوردن نداريد؛ دلم برايتان ميسوزد و اميدوارم اين هدايا دلتان را نيز نسبت به ما نرم كند . افشين كه ميدانست هدف بابك ازاين كار برآورد نيروي او باشد سردسته‌ي اين مأموران را با گروهي از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و ديگر خندقها را بازديد كند و خبرش را براي بابك ببرد، شايد بابك دست از مقاومت برداشته و تسليم شود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در شهريورماه 216 خورشیدی و زماني كه روستائيان سرگرم كار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ي افشين به شهر بذ (مركز بابك) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشين به نزديكي بذ رسيد و بابك فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پيام داد كه چنانچه او تعهد بسپارد كه به وي و مردانش آسيب نرسد، شهر را به او تسليم خواهد كرد. افشين پاسخ مساعد داد و بابك شخصا از دژ بيرون آمد تا با افشين مذاكره كند. افشين نيز وقتي دانست كه بابك درحال نزديك شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابك و افشين در فاصله‌ئي ازهم قرار گرفتند كه ميتوانستند صداي يكديگر را بشنوند، بابك به او گفت: حاضرم كه تسليم شوم ولي مهلت ميخواهم كه خود را آماده كنم. افشين گفت: چندبار به تو گفتم كه بيا و تسليم شو، ولي قبول نكردي. اكنون نيز دير نيست، اگر امروز تسليم شوي بهتر از فردا است. بابك گفت: من تصميم خودم را گرفته‌ام و تسليم ميشوم؛ ولي بايد تعهدنامه‌ي كتبي خليفه را برايم بياوري تا اطمينان يابم كه چنانچه تسليم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندي نخواهد رسيد. افشين به او قول داد كه چنين خواهد كرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ولي بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود. در همان لحظاتي كه بابك با افشين درحال مذاكره بود و به افسرانش پيام فرستاده بود كه دست از نبرد بكشند تا به ظاهر با افشين به نتيجه برسد، تيپهاي سپاه افشين وارد شهر بذ شدند وآتش در شهر افكندند و شهر را ويران کردند . گروهي به فراز كاخ بابك رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههاي بسياري در كوچه‌ها در حركت بودند وآتش به خانه‌ها مي‌افكندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابك رسید و سریعا محل مذاكره را ترك كرده به شهر برگشت شايد بتواند شهر را نجات دهد. ولي دير شده بود. كشتار و تخريب و نفرت‌افكني و آتش‌زني تا پايان روز ادامه يافت، كليه‌ي مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ي بابك دستگير شده به نزد افشين فرستاده شدند. درپايان روز كه سپاه افشين به خندقشان برگشتند، بابك و مرداني كه همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از ديدن ويرانيها از شهر رفته در دره‌ئي دركنار هشتاد سر مخفي شدند. روز ديگر نيز به روال همانروز تخريب و آتش‌زني ازسر گرفته شد و اين كار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌كلي سوخت و اثري ازآبادي برجا نماند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;افشين به همه‌ي كلانتران روستاهاي اطراف، ازجمله به ديرها و كليساهاي مسيحيان كه در همسايگي آذربايجان درخاك ارمنستان بودند نامه نوشت كه هرجا از بابك خبري به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نيكو دريافت كنند. بابك با دو برادرش و مادر و همسرش گل‌اندام راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. كساني به افشين خبر دادند كه بابك و چندتن از يارانش در يك دره‌ي پردرخت وگياه درمرز آذربايجان وارمنستان مخفي است. افشين برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر كرد تا از هرراهي كه بيرون آيد دستگيرش كنند. او ضمنا امان‌نامه‌ي خليفه را كه ميگفت درآن روزها رسيده به افرادِ بابك كه اسيرش بودند نشان داد، و به يكي از برادرانِ بابك و چندتني از كسانش كه تسليم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم كه به اين زودي نامه‌ي خليفه برسد، و اكنون كه رسيده است صلاح را درآن ميدانم كه براي بابك بفرستم. او از آنها خواست كه نامه را برداشته براي بابك ببرند و راضيش كنند كه بيايد و خود را تسليم كند. آنها گفتند كه محال است بابك تن به تسليم دهد؛ زيرا كاري كه نمي‌بايست اتفاق مي‌افتاد اكنون اتفاق افتاده و جائي براي آشتي باقي نمانده است. افشين گفت: اگر اين ‌را برايش ببريد او شاد خواهد شد. سرانجام دوتن از یاران بابك حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابك نامه‌ئي همراه اينها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد كه اينها با امان‌نامه‌ي خليفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را در آن ميداند كه وي خود را تسليم كند. چون فرستادگان به نزد بابك رسيدند بابك به آنها و به پسرش كه نامه به وي نوشته بود دشنام داد و گفت اگر اين جوان پسر من بود بايد مردانه ميمُرد نه اينكه خودش را به دشمن تسليم ميكرد. به آن دونفر نيز گفت كه شما اگر مرد بوديد نبايد اكنون زنده مي‌بوديد تا پيام دشمن را به من برسانيد؛ زيرا مردن در مردي بهتر است از لذتِ زندگي چهل‌ساله در نامردي . سپس يكي از آنها را در دم كشت و ديگري را با همان امان ‌نامه‌ي خليفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو كه حيف از نام من كه برتواست. اگر زنده بمانم ميدانم با تو چه كنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بعد از آن بابك در يكي از روزها با همراهانش از دره خارج شده به سوي ارمنستان به راه افتاد. افراد افشين كه از بالا نگهباني ميدادند آنها را ديده تعقيب كردند. بابك و همراهانش به چشمه ‌ساري رسيدند و از اسب پياده شدند تا استراحت و تجديد نيرو كنند و غذائي بخورند. افراد تعقيب ‌كننده بر آن بودند كه بابك را غافلگير كنند، ولي هنوز به نزد بابك نرسيده بودند كه بابك وجودشان را احساس كرده خود را برروي اسب افكند و از جا در پريد. سواران تعقيبش كردند. زن و مادر و يك برادر بابك دستگير شدند. بابك وارد خاك ارمنستان شد و چون خسته و گرسنه بود به يك مزرعه رفت كه چيزي بخرد. سرانِ آن روستا نيز مثل ديگر روستاها پيام افشين را دريافته بودند، و ميدانستند كه اگر بابك را تحويل دهند جائزه دريافت خواهند كرد. يكي از كشاورزان با ديدن بابك كه رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبي نيكو بود و شمشيري زرين حمايل كرده بود، گمان كرد كه او شايد بابك باشد. لذا خبر به كشيش روستا برد. كشيش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابك رساند كه درحال غذا خوردن بود. او به بابك تعظيم كرده دستش را بوسيده گفت: من از دوستداران توام، و از تو ميخواهم كه به مهماني به خانه‌ام بيائي. دراين روستا و اطراف آن همه‌ي كشيشها دوستدار تو هستند و اگر با ما باشي آسيبي به تو نخواهد رسيد . بابك كه خسته و درمانده بود، فريب احترامها و وعده ‌هاي كشيش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. كشيش از همانجا شخصی را به نزد افشين فرستاد تا به وي اطلاع دهند كه بابك درخانه‌ي او است. افشين يكي از افرادش را به نزد كشيش فرستاد تا بابك را شناسائي كند و نسبت به درستي پيام كشيش اطلاع يابد. كشيش به فرستاده‌ي افشین رخت طباخان پوشاند، و وقتي آن مرد سيني غذا را براي بابك و كشيش برد بابك ازكشيش پرسيد: اين مرد كيست؟ كشيش گفت: ايراني است و مدتي پيشتر مسيحي شده و به ما پيوسته در اينجا زندگي ميكند. بابك با مرد حرف زد و پرسيد اگر مسيحي شده چه ضرورتي داشته كه اينجا باشد. مرد گفت: من از اينجا زن گرفته‌ام. بابك به شوخي گفت: ازمردي پرسيدند ازكجائي؟ گفت: ازآنجا كه زن گرفته‌ام .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به‌هرحال كشيش به افشين پيام داد كه دو دسته‌ي مسلح را به نقطه‌ي مشخصي بفرستد، و روزي را نيز مقرر كرد كه بابك را به بهانه‌ي شكار به آنجا خواهد بُرد. اين عمل براي آن بود كه او نميخواست بابك را در خانه‌اش تحويل مأموران افشين بدهد، زيرا ازآن ميترسيد كه بابك زنده بماند و دوباره جان بگيرد و از او انتقام بكشد. طبق قراري كه در پيامش به افشين داده بود، كشيش يكروز به بابك گفت: چند روزي است كه درخانه نشسته‌اي و ميدانم كه ازاين حالت دلگير و خسته‌اي. اگر تمايل داري من زميني دارم كه آهوان بسياري درآنجا يافت ميشوند، و چندتا باز شكاري نيز دارم كه گاه آنها را با خود به شكار مي‌برم. بيا فردا به شكار برويم . بابك درخلال چند روزي كه مهمان كشيش بود از او و اطرافيانش رفتارهاي نيكي ديده و كاملا به او اعتماد يافته بود. افشين دو دسته‌ي مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ايراني سُغد به محلي كه كشيش تعيين كرده بود فرستاد تا كمين كنند و در لحظه‌ي مناسب برسر بابك بتازند و دستگيرش كنند. بابك در روز مقرر همراه كشيش به شكار رفت ولي خودش شكار گرديد. وقتي بازداشتش كردند و دستهايش را ازپشت مي‌بستند، رو به كشيش كرده به او دشنام داد و گفت: مردك! اگر پول ميخواستي من ميتوانستم بيش ازآنچه اينها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم كه مرا به بهاي اندك فروخته‌اي .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;روزي كه قرار بود بابك را وارد برزند (اقامتگاه افشين) كنند، افشين مردم شهر و بسياري از مردم روستاهاي دور و نزديك را در ميدانِ بزرگي در بيرون شهر در دوسو گرد آورد و ميانشان فاصله‌ي كافي گذاشت تا بابك بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند كه كارِ بابك تمام است. برادر بابك نيز مثل بابك نزد يكي از كشيشان پنهان شده بود. ويرا نيز آن كشيش به مأموران افشين تحويل داد .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;                                                                                                    ادامه دارد...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 15:24:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابک خرمدین  قسمت اول</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;خرم در زبان پارسي هر چيزي است كه خوشي و شادي و لذت را براي انسان فراهم آورَد. اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گوئيم به اين دليل است كه مايه‌ي شادي و نشاط‌ اند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است. خرم‌دين، و بصورت امروزينش دينِ خرم بمعناي ديني است كه در کنار انسان ساز بودنش مايه‌ي شادي و خوشي مردمان شود . تعريف دين به اين مفهوم در جاي‌جاي گاتاي زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاريخ درباره پيروان زرتشت ميگويند: هرچه انسان خرمي بيشتري بطلبد اندوه اهريمن بيشتر ميشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمي‌آيد؛ و در تعريف عقايد خرم‌دينان مينويسد كه آنها هرچه باعث شادي و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زياني به كسي نرساند را مباح ميدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد  یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;بابك از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان (آذربایجان جدا نشدنی از ایران) بود، گويا مسلمانش كرده بودند و نام عربيش حسن بود. جنبشي كه بابك در ایران آغاز كرد و رسما نام جنبش خرم‌دينان برخود داشت، يك ايدئولوژي مشخصي را مطرح میكرد كه هدفش براندازي نهائي سلطه‌ي عرب - برقراري مساوات انساني در ايران - تأمين خوشيي براي همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مينويسد كه ايرانيان ازنظر وسعت ممالك و فزوني نيرو برهمه‌ي ملتها برتري داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و آنها بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتي تحمل‌نشدني روبرو يافتند، و برآن شدند كه با راههاي مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسيس، بابك و ديگران را نام برد. دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;نام خرم‌دين كه به پاخاستگانِ ايراني براي اين جنبش برگزيده بوده‌اند به روشني نشان ميدهد كه اين يك جنبش مزدكي بوده و همه‌ي شعارها و برنامه‌هاي مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌كشي مزدك را دنبال ميكرده است. ابن حزم تصريح ميكند كه خرم‌دينانِ پيرو بابك يك فرقه‌ي مزدكي بودند . اساس تعاليم مزدك برآن بود كه مردم بايد هم دراين دنيا و هم در دنياي ديگر به سعادت و شادمانی دست يابند؛ يعني هم در اين دنيا با كسب و كار و كشاورزي و صنعتْ براي خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام كارهاي نيكو و خودداري از كارهاي بد رضايت خدا را حاصل كنند تا در آخرت به بهشت بروند. نيك در تعاليم مزدك عبارت بود از گفتار و كرداري كه به خود يا ديگري منفعتي برساند و سعادتي فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار يا كرداري كه به خود يا ديگران آسيب و گزند وارد آورد يا سبب محروميت شود. ابن‌النديم در وصف يكي از ايرانيانِ مزدكي مقيم بغداد به نام خسرو ارزومگان كه ويرا پيرو مذهبي شبيه مذهب خرم‌دينان ناميده، مينويسد كه به پيروانش دستور ميداد بهترين لباسها بپوشند، و خودش نيز بهترين لباسها مي‌پوشيد و به آن افتخار ميكرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;مركز فعاليت بابك در آذربايجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگي از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهايش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از ميان بردن سلطه‌ي اربابانِ عرب بود كه نزديك به دوقرن مردم ایران را تاراج ميكردند. قبايل عرب همراه با فتوحات عربي به درون آذربايجان و دیگر شهرهای ایران سرازير شدند. بلاذري درباره‌ي سرازير شدنِ عربها به آذربايجان در زمان عثمان و امام علي، مينويسد بسياري از عشاير عرب از بصره وكوفه و شام به آذربايجان سرازير شدند و هرگروهي برهرچه از زمين توانست دست يافت و مصادره كرد، و بعضي‌شان زمينهائي را از عجمها خريدند و روستاهائي نيز به اين عشاير واگذار شد، و مردم اين روستاها به مُزارعينِ اينها تبديل شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                                                                          ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 16:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سکه هخامنشی</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کورش و کمبوجیه&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; به علت گرفتاری‌های مملکتی و عدم ثبات اوضاع یا علل دیگر، دست به ضرب سکه نزدند. از میان شاهان هخامنشی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; نخستین بار داریوش&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; سکه ضرب کرد. تاریخ نخستین ضرب سکه به احتمال پس از ۵۱۴&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; پیش از میلاد است چرا که در پی ساختمانی کاخ داریوش در تخت جمشید&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; که تاریخ ساختش ۵۱۴-۵۱۷ میلادی‌است جز سکه‌های کرزوس &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;از شهرهای یونانی‌نشین به دست نیامده‌ است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سکه‌های زر&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; را &lt;I&gt;دریک&lt;/I&gt; داریک و سکه‌های سیم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;را &lt;I&gt;شِکِل&lt;/I&gt; سیگلو می‌گفتند. وزن دریک ۸٫۴۲ گرم و و وزن شِکِل ۵٫۶۰ گرم بود. عیار سکه‌های دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونه‌های به دست آمده معلوم شده‌است که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;می‌داشته‌است. این خلوص بالا باعث رواج این سکه شد و همواره سکه‌های طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در اواخر دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد. کیفیت سکه‌های زر در تمام دوران هخامنشی ثابت ماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;دریک‌ها و شِکِل‌ها دارای نقش «کماندار پارسی»‌اند. این نقش در طول دو قرن سلطنت هخامنشیان تغییراتی داشت. از آنجا که سکه‌های هخامنشی تاریخ ضرب ندارند از روی قراین دیگر نقش‌های مربوط به دوران هر پادشاه را تعیین کرده‌اند. سکه‌های هخامنشی جز موارد استثنایی تنها در یک سو دارای نقش هستند و پشت آنها معمولاً فرورفتگی مربع شکل و ناهمواری‌های نامنظمی وجود دارد. اینها اثر قسمت برجسته سندانی‌است که هنگام چکش‌زدن بر سکه گذاشته می‌شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;در زمان هخامنشیان بعضی ساتراپی‌ها هم که در ادارهٔ امور داخلی خود آزاد می‌بودند سکه‌های مخصوص به خود ضرب می‌کردند که مثلاً تصویر الهه مورد پرستششان روی آنها نقش شده بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;I&gt;دریک&lt;/I&gt; را &lt;I&gt;داریک&lt;/I&gt; هم گفته‌اند، ولی &lt;I&gt;دریک&lt;/I&gt; از ستاک &lt;I&gt;‎&lt;/I&gt;&lt;I&gt;*dari-‎&lt;/I&gt; به معنای زری صحیح‌تر است.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 14:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوروش </title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN&gt;کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). در پارسی باستان Kuraush&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. اين نام در كتيبه‌هاى عیلامی، Ku-rash&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و دركتيبه‌هاى بابلی، Ku-ra-ash&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و در یونانی، Kuros&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; آمده. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) و صورت عبری آن كورش (Koresh&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;).&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;مسح‌شده&lt;/SPAN&gt; توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;مردوک&lt;/SPAN&gt; می‌‌دانستند . درباره شخصیت &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ذوالقرنین&lt;/SPAN&gt; که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده است. کوروش سردودمان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;هخامنشی&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;داریوش بزرگ&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;خشایارشا&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;اسکندر مقدونی&lt;/SPAN&gt; گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ذوالقرنین&lt;/SPAN&gt; واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;قرآن&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;تورات&lt;/SPAN&gt;، و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;انجیل&lt;/SPAN&gt; تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.عده ای از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین پیغمبر الهی میدانند. ایت الله علامه طباطبایی-ایت الله مکارم شیرازی- ایت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تبار کوروش از جانب پدرش به پارس&lt;/FONT&gt;&lt;A title=پارس‌ href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%E2%80%8C&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;‌&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ها می‌‌رسد که برای چند نسل بر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;انشان&lt;/SPAN&gt;(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیادگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هخامنش&lt;/SPAN&gt; انشان بوده که در حدود &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;۷۰۰&lt;/SPAN&gt;می‌زیسته است. پس از مرگ او، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;چیش‌پیش&lt;/SPAN&gt; انشان به حکومت رسید. چیشپیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کوروش اول&lt;/SPAN&gt; انشان و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;آریارمنس&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;فارس&lt;/SPAN&gt; در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کمبوجیه اول&lt;/SPAN&gt; انشان و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;آرشام&lt;/SPAN&gt; فارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کمبوجیه&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;یکم با شاهدخت &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماندانا&lt;/SPAN&gt; (دختر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ایشتوویگو&lt;/SPAN&gt; پادشاه قبیله &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماد&lt;/SPAN&gt; و شاهدخت &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;آرینیس&lt;/SPAN&gt; لیدیه) ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تاریخ نویسان باستانی از قبیل &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هرودوت&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;گزنفون&lt;/SPAN&gt;، و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کتزیاس&lt;/SPAN&gt; درباره چگونگی زایش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کوروش&lt;/SPAN&gt; اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کوروش&lt;/SPAN&gt; ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ویل دورانت&lt;/SPAN&gt; و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;پرسی سایکس&lt;/SPAN&gt; و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;حسن پیرنیا&lt;/SPAN&gt;، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، ایشتوویگو شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;همدان&lt;/SPAN&gt; و کشور ماد و تمام سرزمین &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;آسیا&lt;/SPAN&gt; را غرق کرد. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ایشتوویگو&lt;/SPAN&gt; تعبیر خواب خویش را از مغ&lt;/FONT&gt;&lt;A title=مغ‌ href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%BA%E2%80%8C&amp;amp;action=edit&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;‌&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماد&lt;/SPAN&gt; غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که ایشتوویگو تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این ایشتوویگو دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ماندانا پس از ازدواج با &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;کمبوجیه&lt;/SPAN&gt; باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماد&lt;/SPAN&gt;، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماندانا&lt;/SPAN&gt; فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. ایشتوویگو (آستیاگ) بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;همدان&lt;/SPAN&gt; نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هارپاگ&lt;/SPAN&gt;، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هارپاگ&lt;/SPAN&gt; پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;شهبانو&lt;/SPAN&gt; با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;میترادات&lt;/SPAN&gt; (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سپاکو&lt;/SPAN&gt; از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هارپاگ&lt;/SPAN&gt; سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد ایشتوویگو برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: &quot;تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟&quot; کوروش پاسخ داد: &quot;در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌‌باشم، اختیار با توست.&quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ایشتوویگو از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: &quot;این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است.&quot; اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای ایشتوویگو آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس ایشتوویگو دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش ایشتوویگو که از او پرسید: &quot;با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟&quot; پاسخ داد: &quot;پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم&quot;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. شایان ذکراست که می‌گویند پدر بزرگ مادری کوروش(پادشاه ماد)درخواب متزلزل شدن حکومت خود رادید به اوگفتند باید کوروش را بکشد وی به یکی از سرداران خود دستوراین کار را داد.اواین کار رااز روی مهربانی نکرد ولی اورا به یک زن و مرد چوپان داد. کوروش دوران نوجوانی خود را میان رعایا زندگی کرد و به همین دلیل نیازهای آنها راخوب می‌دانست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد به‌وسیله &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;پارس&lt;/SPAN&gt; که کشور دست نشانده و تابع آن بود، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;پادشاهی&lt;/SPAN&gt; ۳۵ ساله &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ایشتوویگو&lt;/SPAN&gt; پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;۵۴۶&lt;/SPAN&gt; پادشاهی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ماد&lt;/SPAN&gt; و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ایران&lt;/SPAN&gt; اعلام نمود. کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;بابل&lt;/SPAN&gt; به او خیانت کرده بود، خردمندانه از &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;قارون&lt;/SPAN&gt;، شاه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;لیدی&lt;/SPAN&gt; خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;قزل‌ایرماق&lt;/SPAN&gt; امروزی در کشور &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;ترکیه&lt;/SPAN&gt;) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;دژ سارد&lt;/SPAN&gt; که آن را تسخیر ناپذیر می‌‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;قارون&lt;/SPAN&gt; (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;یونان&lt;/SPAN&gt;یان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس از شکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی] را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سارد&lt;/SPAN&gt; علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند. پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;گرگان&lt;/SPAN&gt; (هیرکانی)، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;پارت&lt;/SPAN&gt;، هریو (&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هرات&lt;/SPAN&gt;)، رخج، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;مرو&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;بلخ&lt;/SPAN&gt;، زرنگیانا (&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سیستان&lt;/SPAN&gt;) و سوگود (نواحی بین &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;آمودریا&lt;/SPAN&gt; و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;سیردریا&lt;/SPAN&gt;) و ثتگوش (شمال غربی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;هند&lt;/SPAN&gt;) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;نبونید&lt;/SPAN&gt;» پادشاه بابِل،‌ همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;بنی اسرائیل&lt;/SPAN&gt; درباره آزادی قوم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;یهود&lt;/SPAN&gt; به دست کوروش از سوی دیگر بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;بابل بدون مدافعه در 22 مهرماه سال 539 ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (538ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;بابل&lt;/SPAN&gt; مستعمرات آن یعنی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;سوریه&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;فلسطین&lt;/SPAN&gt; و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;فنیقیه&lt;/SPAN&gt; نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;یهود&lt;/SPAN&gt;یان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;بخت النصر&lt;/SPAN&gt; (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;اورشلیم&lt;/SPAN&gt; از &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;هیکل سلیمان&lt;/SPAN&gt; به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;اورشلیم&lt;/SPAN&gt; بازگردند و دستور بازسازی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;هیکل سلیمان&lt;/SPAN&gt; را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-ansi-font-size: 18.0pt&quot;&gt;تورات&lt;/SPAN&gt; ثبت است. و همچنین کوروش به گفته‌ای از قوم بختیاری است و از جایی بدنیا امد که در حال حاظر محل سکونت بختیاری‌ها است.&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب اقوام وحشی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;سکا&lt;/SPAN&gt; که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;کرزوس&lt;/SPAN&gt; امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ادامه دارد...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 May 2007 13:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمزگشایی میخی هخامنشی و اهمیت آن در شرقشناسی</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;خط میخی هخامنشی به خاطر سادگی اولین نوع خط میخی بود که رمزگشایی شد. به طور خلاصه روند خوانش مجدد به صورت زیر بود. از میان شاهان هخامنشی تنها کسی که پدرش شاه نبود&amp;nbsp;داریوش بود. بنابراین ابتدا کلمه‌ٔ شاه از روی تکرار به فواصل نسبتاً برابر (فلان شاه فرزند بهمان شاه فرزند بیسار شاه و ...) حدث زده شد. از روی این دوقرینه نام داریوش خوانده شد و به کمک منابع یونانی و اسم شاهان هخامنشی سایر نویسه‌ها نیز خوانده شدند.&amp;nbsp;گروتفند &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;آ&lt;/SPAN&gt;لمانی و راولینسون&amp;nbsp;انگلیسی نقشی کلیدی در این فرایند داشتند. پژوهشگران و&amp;nbsp;زبانشناسان با خواندن کتیبه‌های میخی ملاحظه‌کردند که با زبانی که شباهت بسیاری با&amp;nbsp;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;سانسکریت&lt;/SPAN&gt; (زبان باستانی هند) دارد مواجهند. سانسکریت زبانی کاملاً شناخته‌شده در آن زمان بود. به این ترتیب کتیبه‌های هخامنشی خوانده شدند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در سال 1621م. سیاح &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ایتالیایی&lt;/SPAN&gt; به نام پیترودلاواله از کتیبه‌های &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;تخت‌جمشید&lt;/SPAN&gt; چند علامت میخی نقاشی کرد و با خود به &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;اروپا&lt;/SPAN&gt; برد و به حدس خود گفت که این خط باید از چپ به راست خوانده شود. شاردن جهانگرد فرانسوی در سال 1674م. یکی از کتیبه‌های &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ایرانی&lt;/SPAN&gt; را در سیاحتنامه خود ترسیم کرد و کنت کای لوس در 1762 م. تصویر گلدانی از مرمر را که بر روی خود کتیبه‌هایی از سه خط میخی و یک &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;خط مصری&lt;/SPAN&gt; داشت انتشار داد و زمینه را برای تحقیق باز کرد. در سال 1765م. کارس تنس نی‌بور دانمارکی کتیبه‌هایی از &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;پاسارگاد&lt;/SPAN&gt; کپی برداشت و معلوم کرد که خطوط این کتیبه‌ها از سه نوع است و ساده‌ترین آنها مرکب از چهل و دو علامت می‌‌باشد. عالم &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;دانمارکی&lt;/SPAN&gt; دیگر به نام مون‌تر نوع دوم خط میخی را در سال 1802م. خط سیلابی یا هجایی اعلام کرد و گفت هر علامت آن نمایندهٔ یک هجاست و خط سوم نیز ایدئوگرامی است یعنی هر علامت نمایندهٔ یک مفهوم یا کلمه است. بعدها عالم مزبور گفت در جاهایی که کتیبه به سه نوع خط نوشته شده هر سه از حیث مضمون راجع به یک مطلب‌اند و هرکدام از خط‌ها متعلق به یک زبان است. به عقیدهٔ او خط اول باید متعلق به زبانی باشد که متن در ابتدا به آن زبان نوشته شده و بعد آن را به دو زبان دیگر ترجمه کرده‌اند و چون زبان اهالی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;پارس&lt;/SPAN&gt;، که تخت‌جمشید در آن واقع است، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;زبان پارسی&lt;/SPAN&gt; بوده پس جای اول را باید به &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;زبان پارسی&lt;/SPAN&gt; داد. پس از آن او بخواندن خط اول که ساده‌تر بود پرداخت. او با این مجاهدت‌ها توانست دو حرف را که عبارت از «آ» و «ب» باشند معلوم کند و نیز متوجه شد که چند علامتخط میخی در ایران باستان همیشه با هم و به یک ترتیب تکرار می‌شوند ولی گاه گاه آخر این چند علامت تغییر می‌کند. در ادامهٔ تلاش‌های مون تر, محقق دیگری به نام گروت فند به این نتیجه رسید که این چند علامت که به یک ترتیب و با هم تکرار می‌شوند باید کلمه شاه باشد و کلمه‌ای که قبل از آن آمده و در دو کتیبه مختلف است اسم شاه. بالا خره بعد از مجاهدت و تلاشهای فراوان محققین راولین سن موفق شد راز کتیبهٔ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;بیستون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;داریوش اول&lt;/SPAN&gt; را که با سه زبان نوشته شده بود (&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;پارسی قدیم&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ایلامی&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;آسوری&lt;/SPAN&gt;) فاش کند. و این باعث شد تا الفبای زبان پارسی باستان معلوم شود و چهارصد واژه از این زبان بدست آمد. علامات خط میخی دوم نیز به کوشش راولین سن در سال 1855 م. کاملاً معلوم شد و محقق شد که زبان آن زبان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;ایلامی&lt;/SPAN&gt; یا زبان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;شوش&lt;/SPAN&gt;جدید است. بعد از این به خواندن خط سوم پرداختند در اینجا کار با اشکالات بسیار همراه بود زیرا این خط کمتر از دو خط دیگر جا گرفته بود. «مون تر» در 1802 م. گفت که بعضی علامات خط سوم شبیه علاماتی است که بر آجرهای &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;بابل&lt;/SPAN&gt; نوشته شده و از خرابه‌های این شهر قدیم بدست آمده است. بر اثر اکتشافات الیاردا و ابت تاا در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;نینوا&lt;/SPAN&gt; ثابت گردید که خط سوم کتیبه‌های &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;هخامنشی&lt;/SPAN&gt; همان خط &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;آسوری&lt;/SPAN&gt; و&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;بابلی&lt;/SPAN&gt; است و دیگر شکی نماند که شاهان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;هخامنشی&lt;/SPAN&gt; بعد از زبان پارسی قدیم و زبان ایلامی به خط و زبان آسور و بابل، که زبان و خط نخستین مردم متمدن &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;آسیای&lt;/SPAN&gt; پیشین بود توجه داشته و آن را بکار می‌‌برده‌اند. بر اثر کوشش صدوپنجاه‌سالهٔ این پژوهندگان ما امروزه از هر جهت به زبان و خط رایج زمان &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;هخامنشیان&lt;/SPAN&gt; آگاهیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نکته‌ٔ جالب توجه اینست که همان طور که گفته شد کتیبه‌ٔ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;بیستون&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;و اکثر کتیبه‌های &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;تخت جمشید&lt;/SPAN&gt; (پارسه) به سه زبان ایلامی، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;بابلی&lt;/SPAN&gt;(&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;اکدی&lt;/SPAN&gt;) و &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;پارسی باستان&lt;/SPAN&gt; نوشته شده‌اند. از این رو پس از رمز گشایی خط میخی هخامنشی، خط بابلی و پس از آن خط ایلامی(به طور ناقص) رمز گشایی شدند. باید توجه داشت که حجم لوحهای گلی و کتیبه‌ها به این دو زبان چند هزار برابر کتیبه‌های فارسی باستانی‌است. به علاوه این دوخط حتی در زمان هخامنشیان سابقه‌ای چندهزار ساله داشتند! پس باید گفت دانشهای نوین آشورشناسی و سومرشناسی و عیلام‌شناسی همه مدیون خط میخی هخامنشی‌اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: #f8fcff; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;روندی که در بالا به آن اشاره شد تا حدی گویای طنزی تاریخی ‌است. چون زبان و خط میخی هخامنشی در میان مردمان و تیره‌های گوناگون شناخته شده نبود، پادشاهان هخامنشی از دو زبان و خط دیگر نامبرده در بالا نیز استفاده می‌کردند تا عده بیشتری از مردمان امپراتوری قادر به خواندن آنها باشند. اما همین خط گمنام باعث &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;رمزگشایی&lt;/SPAN&gt; دو خط معروف آن زمان شد.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Dec 2006 09:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقش رستم 2</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آثار ساساني نقش رستم&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN&gt;آثار دوره ساسانيان در نقش رستم شامل نقش برجسته هاي چندگانه است.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اين آثار عبارت اند از:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;نخستين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;روبه روي نقش رستم، در برابر پلكان ورودي، قسمتي وجود دارد كه در دوره &lt;BR&gt;ساساني حجاري شد اما نقوشي بر روي آن حك نشده است. درازي اين محل&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;۱۰ متر و ارتفاع آن&amp;nbsp;۵ متر است و حدود دو متر بالاتر از سطح فعلي حجاري شده&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;است. به نظر مي رسد كه اين اثر متعلق به اواخر دوره ساساني باشد كه قصد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;داشتند حوادث مهم دوره ساساني را بر آن نقش كنند. عمق اين فضا نسبت به&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;ساير آثار ساساني بيشتر است و ترديدي وجود ندارد كه حفاظت بيشتر از اين &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;طرح مد نظر بوده است.در قسمتي از اين فضا كتيبه اي&amp;nbsp;۲۰ سطري حك شده كه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;مالك زمين هاي كشاورزي اطراف نقش رستم، و نحوه تقسيم آب را در آن مشخص &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;كرده است. اين كتيبه به زبان فارسي و بسيار جديد و فاقد ارزش تاريخي است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دومين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&amp;nbsp;پس از اولين حجاري، در سمت غرب، دومين نقش ، تاجگذاري نرسي (۳۴۰ –&amp;nbsp;۲۹۴ م )&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;را نشان مي دهد.در اين نقش نرسي حلقه قدرت را از دست آناهيتا ( يكي از خدايان )&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;دريافت مي كند. نرسي در اين نقش تاجِ گوي مانندي دارد كه بالاتر از تاج آناهيتا است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اين امر شأن و عظمت نرسي را نشان مي دهد. نرسي بالا پوشي روي شلوار چين دار&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;خود پوشيده و زينت آلات، تاج، لباس و... وي در حجاري داراي ارزش هنري بسيار بالايي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;است.پشت سر پادشاه، وزير اعظم ايستاده و انگشت سبابه دست راست خود را به&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;رسم آن دوران براي احترام در برابر پادشاه نگاه داشته است. آناهيتا به صورت زني در&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;سمت راست حجاري شده كه داراي لباس بلند تا كمربند و گردن بند مرواريد است. مو&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;هاي مجعد او بر فراز تاج قراردارد.بين نرسي و آناهيتا كودكي ايستاده كه احتمال دارد &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;وليعهد يعني هرمز دوم باشد. نقش صورت اين كودك آسيب ديده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;سومين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;در اين نقش برجسته بهرام دوم (۲۹۸–&amp;nbsp;۲۷۶ م ) در حال نبرد است و سوار بر اسب، &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;چهار نعل با نيزه به سوي دشمن حمله مي كند. نيزه دشمن شكسته است. پارچه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;زين ( برگستوان ) اسب با لگام در اطراف گردن اسب جمع شده و يك تيردان بلند نيز&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نزديك پاي راست شاه بسته شده است. اسب بهرام يك سرباز رومي را كه در صحنه &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;جنگ به خاك افتاده، با پا لگدكوب مي كند.اين نقش دو صحنه را مجسم مي كند كه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;با خطي برجسته از هم تميز داده مي شود. پشت سر بهرام يك سرباز ايراني پرچمي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;را به اهتراز در آورده است. يك قطعه چوب به صورت افقي در بالاي پرچم قرار دارد و به&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;وسيله سه گوي، يكي در وسط و دو گوي ديگر در انتهاي چوب مشاهده مي شود.دو&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;قطعه پارچه ابريشمي از قسمت فوقاني پرچم آويزان است. اين نشان، فرمان حمله بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;چهارمين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اين نقش، شاپور اول را نشان مي دهد كه والرين امپراتور روم را شكست داده است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اين پيروزي در سال&amp;nbsp;۲۶۳ م&amp;nbsp; رخ داد. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;از لحاظ هنري اين نقش زيباترين نقش دوره ساساني « نقش رستم » است. در اين&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نقش برجسته « سيرياديس » كه يك پناهنده رومي است، عنوان امپراتوري را از طرف&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;شاپور دريافت مي كند. امپراتور والرين دست ها را براي پوزش در برابر شاپور بالا نگه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;داشته و در برابر وي زانو زده است. شكوه وي با لباس ، زينت آلات، افسار و زين اسب،&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;گردن بند، دست بند و تاج شاهي و آرايش موهاي وي كه حالت غرور آن مشخص است،&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نشانگر مهارت حجاران ساساني است.در پشت سرشاپور، كرتير حضور دارد كه انگشت &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;دست وي به حالت احترام نشان داده شده است. پشت سر شاپور كتيبه اي نـَقر( حك )&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;&amp;nbsp; شده كه ادامه كتيبه كعبه زرتشت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پنجمين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;زير آرامگاه اردشير اول دو نقش وجود دارد: نقش بالايي، آذر نرسه يا شاپور ذوالاكتاف ،&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;تقريباً محو شده است. نقش زيرين ، هرمز دوم است و صحنه پيروزي اين پادشاه را بر &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;دشمن نشان مي دهد.در اين نقش برجسته ، هرمز دوم با اسب ، چهار نعل بر دشمن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;خود كه رومي است، تاخته و اسب او را سرنگون كرده است. در اين نقش ، دشمن&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;رومي داراي ريشي بريده است و كلاهخود بر سر دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;تيردان بندي در كنار پاي راست پادشاه ديده مي شود و اسب وي به نحو جالبي با زينت&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;آلات پشمي تزيين شده و گره خورده است. پشت سر پادشاه يك شاهزاده ساساني يا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;يكي از بزرگان حضور دارد كه پرچم ساساني را به اهتزاز در آورده است&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;ششمين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;زير آرامگاه داريوش دوم و رو به روي كعبه زرتشت، نقشي احتمالاً از شاپور دوم (۳۹۷ -&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;۳۰۹ م)&amp;nbsp; وجود دارد. در اين نقش ، سواري كه داراي تاج است، نيزه خود را بر گردن دشمن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;فرو كرده و هر دو ، زره به تن دارند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هفتمين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;اين نقش به دو دوره متفاوت تعلق دارد؛ يكي دوره ايلامي مربوط به&amp;nbsp;۷۰۰ سال پيش و ديگر&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نقش بهرام دوم (۲۹۴-۲۷۴م) كه روي نقش ايلامي حك شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;در اين نقش پادشاه در حالي كه شمشيري را به نشانه قدرت با دو دست گرفته، در ميان&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اعضاي خانواده سلطنتي ايستاده است. تاج پادشاه با بال عقاب به نشانه رب النوع &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;( خداي ) پيروزي تزيين شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;در سمت چپ بهرام دوم، چهره ي سه شخصيت در حالي كه به بهرام مي نگرند، نقش&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;شده است. نخستين فرد از سمت راست يك شاهزاده است و دو نقش ديگر كلاه هايي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;با سر گاو و پلنگ دارند كه احتمال دارد ملكه و شاهزادگان باشند. برخي اظهار نظر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;كرده اند كه اين نقش، نقش آناهيتا است. سمت راست پادشاه بزرگاني حضور دارند كه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;انگشت دست خود را در برابر پادشاه به حالت احترام نگاه داشته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;هشتمين نقش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;در اين نقش، تاجگذاري اردشير بابكان (۲۳۹-۲۲۴ م ) تصوير شده است. در اين جا اردشير&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;و اهورامزدا بر دو اسب كوچك سوارند و اردشير در حال گرفتن حلقه قدرت يا اورنگ پادشاهي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;از اهورامزدا است و اردوان پنجم پادشاه اشكاني را زير پاي اسب خود لگدكوب مي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اهورامزدا نيز اهريمن را كه دو مار از پيشاني او بيرون آمده، لگدكوب مي كند. در اين نقش&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;، اردشير با اهورامزدا، برابر است. روي سينه هاي اسب اردشير بابكان و اهورامزدا ، دو كتيبه&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;، هر يك به سه زبان يوناني، پهلوي اشكاني و ساساني حك شده است. ترجمه ي متن&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;فارسي ميانه كه بر سينه اسب اردشير حك شده چنين است: «اين است پيكر مزداپرست،&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;خداوندگار اردشير، شاهان شاه ايران كه چهر از ايزدان دارد، فرزند خدايگان پاپك شاه». متني&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;كه بر سينه ي اسب اهورامزدا حجاري شده، به فارسي چنين ترجمه مي شود: « اين پيكر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;از ايزد اهورامزدا است». پشت سر شاه يكي از سرداران بزرگ ايران به صورت نيم رخ با نشان&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;غنچه گل روي كلاهش در حالي كه با دست راست مگس پراني را بالاي سر اردشير گرفته،&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;به طرز با شكوهي حجاري شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;استودان ها ( محل نگهداري استخوان هاي بزرگان ) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;دو چهار طاقي كوچك كه از سنگ كوه بر كنار راه تراشيده شده است، قبلاً به عنوان آتشدان&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;شناخته مي شد. امروزه نظر بر اين است كه اين دو جايگاه &quot;استودان&quot; يا محل نگهداري&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;استخوان هاي پاك شده ي دو تن از بزرگان ساساني بود. علاوه بر اين در دامنه پايين &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;كوهستان حفره هاي مكعب شكلي در سينه ي كوه تعبيه شده است كه اصلاً براي نهادن&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;استخوان مردگان شكل گرفته بود. برخي از اين استودان ها داراي كتيبه هستند و همگي&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;به قرن هفتم و هشتم ميلادي تعلق دارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp;محوطه تاريخي نقش رجب&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;در مسير تخت جمشيد به سوي آباده و اصفهان، در حدود دو كيلومتري تخت جمشيد، در دامنه ي&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;كوه رحمت ، نقوشي از اردشير بابكان و شاپور اول حجاري شده كه به دليل شهرت محل به &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;« نقش رجب » ، چنين نام گرفته است. مرحوم « فرصت الدوله شيرازي » در كتاب آثار عجم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نوشته است كه آن را نقش قهرمانان نيز مي خوانند. آثار نقش رجب شامل چهار نقش برجسته&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;است: در تصوير روبه رو اردشير بابكان مجسم شده است كه حلقه سلطنت را از اهورامزدا مي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;گيرد. جلوي آنها نقش بهرام نوه اردشير و ايزد بهرام به صورت هركول ديده مي شود. پشت سر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;اهورامزدا نقش دو بانو در حال احترام حجاري شده كه احتمالاً ملكه اردشير و نديمه اش هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;يكي از بزرگان در پشت سر اردشير با مگس پران همراه شاهزاده شاپور وليعهد اردشير به حال&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;كُرنش ايستاده اند. تصوير ديگر كمي عقب تر از اين نقش كنده شده و نيم تنه ي &quot; كرتير&quot; موبد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;معروف و مقتدر اوايل دوره ساساني و كنار او يك كتيبه مفصل پهلوي از او ديده مي شود. كتيبه اي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;هم در اين نقش وجود دارد كه قسمت هايي از آن محو شده اما آنچه خواندني بود، اين چنين است:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;«آيين زرتشت از بين رفته بود من كه شاهنشاهم آن را از نو برقرار نمودم». دو نقش برجسته ي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;ديگر به شاپور اول فرزند اردشير بابكان تعلق دارد. نقش سمت راست مظهر اهورامزدا را سوار&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;بر اسب نشان مي دهد كه حلقه شهرياري را به شاپور كه او هم سواره است، مي بخشد. نقش سمت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;چپ ، شاپور را سوار بر اسب همراه نه نفر از فرزندان و بزرگان كشور كه همه پياده و پشت سر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;او هستند، نشان مي دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;علامت شاهزادگان و خاندان هاي بزرگ بر كلاه هاي چند نفرشان نمودار است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000000 size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 May 2006 13:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقش رستم1</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نقش رستم يكي از مهم ترين و زيباترين آثار باستاني سرزمين پارس است. اين مجموعه &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در حدود ۵/۲كيلومتري تخت جمشيد، در كوه حاجي آباد (نقش رستم)، باقي مانده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;در نقش رستم آثار سه دوره مشخص ديده مي شود:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;۱. آثار دوره ايلامي از ۶۰۰تا&amp;nbsp;۲۰۰۰ ق.م&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;۲. آثار دوره هخامنشي از ۶۰۰تا&amp;nbsp;۳۳۰ ق.م&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;۳. دوران ساساني از سال ۲۲۴تا&amp;nbsp;۶۵۱ م.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كتيبه اي نيز از دوران معاصر ( حدود&amp;nbsp;۱۰۰ سال پيش ) وجود دارد.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;آثار ايلاميان&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;از دوره ايلاميان نقش برجسته محو شده اي در نقش رستم (نقش هفتم از سمت راست) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;وجود دارد كه در دوره ساساني روي آن نقش ديگري از بهرام دوم ساساني نـَقر ( حك ) &lt;BR&gt;شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;اين نقش محو شده از دو خدا تشكيل شده كه روي مارهايي نشسته اند و لباس هاي چين &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;دار به تن دارند. اين نقش متعلق به دو مرحله است يكي همزمان با نقش كورانگون در ممسني &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;و ديگري در دوره ايلامي جديد يعني هزاره اول پيش از ميلاد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;آثار هخامنشي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://maloohonar.persiangig.com/naghshe%20rostam.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در نقش رستم آرامگاه ها و معبد آناهيتا از دوره هخامنشيان به جاي مانده است.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;آرامگاه هاي هخامنشي&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;آرامگاه پادشاهان هخامنشي از سمت راست به شرح زير است:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;۱- آرامگاه خشايارشاه ( ۴۴۵-۴۸۶ ق.)&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;۲- آرامگاه داريوش (۴۸۶-۵۲۲ ق . م)&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;۳- اردشير اول (۴۲۴-۴۶۵ ق . م)&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;۴- داريوش دوم (۴۰۵-۴۲۴ ق . م)&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پهناي هر يك از آرامگاه ها&amp;nbsp;۱۹ و درازي آنها ۹۳/۲۲ متر است و تقريباً در ارتفاع&amp;nbsp;۲۶ متري قله كوه &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرار دارند. فضاي خارجي آرامگاه ها كه عموماً مشابه هم هستند ، داراي مشخصات &lt;BR&gt;زير است:&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نقش برجسته پادشاه كه كماني در دست دارد، در بالاي سكو مشهود است؛ اين كمان نشانه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;قدرت است. در برابر پادشاه، نقش اهورامزدا ديده مي شود. در اين نقش برجسته دو آتشدان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;تصوير شده اند كه آتش مقدس در آنها در حال سوختن است. در گوشه سمت راست بالاي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;تصوير، ن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;قش&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt; ماه مشاهده مي شود كه ناپايداري جهان را نشان مي دهد.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;در پايين سكو، نمايندگان ملل تابعه، تخت شاهي را با دستان خود نگه داشته اند.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ستون هايي نيز ديده مي شود كه سر ستون آنها، داراي گاو دو سر مانند سر ستون هاي تخت &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;جمشيد است. تعدادي شير غـّران در پايين نقش ها ديده مي شود كه با يك دسته &lt;BR&gt;نيلوفر آبي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;(لوتوس) تزيين شده است.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;درِ ورودي آرامگاه ها به شكل مربع است. اين درها در دوران باستان قفل مي شدند.&lt;BR&gt; براي اين كار&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;دو قطعه سنگ بزرگ در پشت آنها قرار مي گرفت و به اين وسيله مهر&lt;BR&gt; مي شد. شكل آرامگاه ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نيز مشابه است. تنها تفاوت آرامگاه داريوش كبير در كتيبه&lt;BR&gt; هاي ميخي و آرامي آن است . در اين&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;كتيبه ، داريوش، اهورامزدا را ستايش مي كند&lt;BR&gt; و فتوحات خود را بر مي شمارد و از انديشه هاي &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;خود سخن مي گويد. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;راهروي داخل آرامگاه داريوش كبير به درازاي ۷۲/۱۸ و پهناي ۷۰/۳ متر است. &lt;BR&gt;در اين آرامگاه نـُه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;تابوت سنگي وجود دارد كه در يك رديف در سنگ كنده شده و &lt;BR&gt;به داريوش كبير، ملكه و ساير&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;بستگان او تعلق دارد. درازا، ژرفا و پهناي اين تابوت &lt;BR&gt;ها ۱۰/۲ × ۰۵/۱× ۰۵/۱متر و ضخامت &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;( سنگ ) هر يك ۵/۱۷ سانتيمتر است.&lt;BR&gt; سرپوش هر يك از تابوت ها را قطعه سنگ بزرگي &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;تشكيل مي دهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كعبه زرتشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://maloohonar.persiangig.com/kaabe%20zartosht.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;در برابر كوه نقش رستم، در قسمتي گود، ساختمان مكعب بسيار زيبايي قرار داد كه آن را &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;كعبه زرتشت، پيامبر ايران باستان مي نامند.اين ساختمان بسيار هنرمندانه از قطعات بزرگ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;سنگ، بنا شده است. مهارت و دقتي كه در برش و حجاري سنگ هاي حجيم سفيد و سياه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;به كار رفته است، استادي هنرمندان و سبك معماري دوران هخامنشي را به خوبي نشان مي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;دهد. يك رديف پلكان در جلوي اين بنا وجود داشت. از ميان اين&amp;nbsp;۳۰ پله، پله هاي بالايي &lt;BR&gt;توسط &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;افراد ناآگاه تخريب شده است. در بالاي ساختمان كعبه زرتشت، اتاقي در اندازه&lt;BR&gt; ۵/۲×۵/۲ متر &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;وجود دارد كه نظريات مختلفي توسط سياحان، مورخان و ... درباره آن ابراز شده است. برخي از&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;مورخان ذكر كرده اند؛ كتاب اوستا كه بر دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود، در اين اتاق&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نگاهداري مي شد. گروهي ديگر بر اين باورند كه اين اتاق آرامگاه &lt;BR&gt;برديا، پسر كورش بود كه به &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;وسيله برادرش كمبوجيه كشته شد. تني چند از مستشرقان&lt;BR&gt; بر اين عقيده اند كه آتش مقدس &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;در اين اتاق نگاهداري مي شد. اخيراً نيز اظهار شده است&lt;BR&gt; كه اين بنا رصد خانه بود. در دوران &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;ساساني در اين اتاق اسناد بسيار مهم دولتي نگاهداري مي شد. كتيبه اي ساساني به سه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;زبان پارسي ميانه ( پهلوي ساساني ) ،&amp;nbsp; پهلوي پارتي ، &lt;BR&gt;و يوناني در اطراف اين ساختمان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;هخامنشي حك شده است. بحث اصلي اين كتيبه ها، &lt;BR&gt;وقايع تاريخي دوران شاپور اول در جريان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;جنگ ايران و روم است كه در آن &quot;والرين&quot; ، امپراتور روم شكست خورد و در ۲۶۲م. در بيشابور&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;زنداني شد.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;كتيبه ديگر در زير كتيبه شاپور اول و به زبان پهلوي اشكاني و ۱۹سطر، به دستور كرتير موبد &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;موبدان نقش شده است. كرتير ضمن معرفي خود و القابش به شرح خدماتي كه در راه دين&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;زرتشت انجام داده ، پرداخته و از رسيدنش به جايگاه موبد بزرگ و دادور تمام كشور و &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;سرپرستي معبد آناهيتا سخن رانده است.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ادامه دارد...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Apr 2006 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقویم شمسی ایرانی</title>
<link>http://webhonar.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: SimSun; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: ZH-CN; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در تاریخ&amp;nbsp; (۱۶ مارس) در سال ۱۰۷۹ (۹۲۷ سال پيش)، ملكشاه سلجوقي دستور داد كه از آغاز سال نو (پنج روز بعد) تقويم شمسي ايراني رعايت شود. تنظيم اين تقويم در همين ماه و همين سال توسط دانشمند ايراني حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شده بود.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;سابقه&amp;nbsp; امر از اين قرار است كه اميراسماعيل ساماني از دودمان ژنرال بهرام مهران (بهرام چوبين، متولد&amp;nbsp; ري و نابغه نظامي ايران) كه به تجديد حيات زبان فارسي و فرهنگ ايراني كمك فراوان كرد، در سال ۸۹۲ ميلادي از رياضي&amp;nbsp;دان&amp;nbsp;هاي خراسان خواست كه تقويم ساساني را دوباره&amp;nbsp;نويسي كنند تا «نوروز» در ساعت درست هنگام عبور خورشيد از استوا آغاز شود و حلول سال دقيق باشد. اين آرزو سالها بعد توسط «عمر خيام» تحقق يافت و تقويم هجري خورشيدي و لحظه دقيق حلول سال نو تهيه شد. ملك&amp;nbsp;شاه سلجوقي كه عمر خيام نيشابوري در دوران حكومت او تقويم خورشيدي را تنظيم كرده بود از همان زمان دستور رعايت آن را داد كه طبق قانون، از نوروز (۹ دهه) پيش نوشتن تاريخ مكاتبات در ايران با تقويم خورشيدي رسمي شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Mar 2006 15:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=webhonar&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>webhonar</dc:creator>
<guid>http://webhonar.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
